123Friendster.Com

از غروب ِ غم رسیدم ..... تا طلوع ِ این ترانه


از سکوت ِ واژه ها تا ، یه شروع ِ عاشقانه


هق هق ِ گریه شبهام ، با شروع ِ تو غروب کرد


پنجره تبسمی کرد ،صبح ِ تازه ای طلوع کرد


عمریه پنجره من ،رو به شبهای درازه


بسوزون طلسم ِ شب رو ،که طلوعت چاره سازه


وقتی قحطی ستارست ،به شب و ستاره شک کن


دل به تاریکی نبند و با طلوعت شب رو رد کن


واسه طلوع ِ چشمات ،شب به مرثیه نشسته


تپش ِ پنجره پیداست ،قاب ِ عکس ِ غم شکسته


عمریه پنجره من ، رو به شبهای درازه


بسوزون طلسم ِ شب رو ...... که طلوعت چاره سازه........

با تشکر از آپامه

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 23 دی 1389 | توسط: آرامش خیال | طبقه بندی: شعرها و ترانه های دوست داشتنی ، | نظرات()